📅 شنبه ۱۴۰۵/۰۷/۱۱
لوگو پایگاه خبری تحلیلی چراغ شرق
📍 دماوند
⛅ 16° نیمه‌ابری
💧 57٪ 💨 9 km/h
🏫 احتمال تعطیلی مدارس: تقریباً منتفی

اطلاعات درس

نام کتاب

شماره و عنوان درس

درس اول: هستی‌بخش

مقطع

دوازدهم

رشته

علوم انسانی

هستی‌بخش

دین و زندگی یازدهم

هستی‌بخش

شناخت نیازمندی جهان به خداوند، رابطه خدا و جهان، نور هستی و ناتوانی انسان از شناخت ذات الهی

درس اول
۰۱

آغاز یک تفکر

آیا تاکنون برایتان پیش آمده است که در فضایی آرام نشسته و به دور از هیجان و هیاهوی زندگی، دربارهٔ این جهان پرجنب‌وجوش تفکر کرده باشید؟ تفکر دربارهٔ جهان دوردست؛ یعنی آسمان بی‌کران با کهکشان‌ها، منظومه‌ها، خورشید و سیّارگان؛ و تفکر دربارهٔ همین جهان نزدیک، یعنی زمین با جنگل‌ها، دریاها، بیابان‌ها، جانوران، گیاهان و گل‌های زیبایش.

آیا هرگز دربارهٔ آغاز و پایان این هستی پهناور فکر کرده‌اید؟ به راستی این میلیاردها میلیارد کهکشان و ستاره و سیاره، با میلیاردها موجود متنوع از کجا آمده‌اند؟ موجودات جهان، هستی خود را وامدار چه کسی هستند؟!

۰۲

نیازمندی جهان به خدا در پیدایش

هر کدام از ما، براساس فطرت خویش، خدا را می‌یابیم و حضورش را درک می‌کنیم. به روشنی می‌دانیم در جهانی زندگی می‌کنیم که آفریننده‌ای حکیم آن را هدایت و پشتیبانی می‌کند و به موجودات مدد می‌رساند.

با وجود این شناخت اولیه، قرآن کریم ما را به معرفت عمیق‌تر دربارهٔ خداوند فرا می‌خواند و راه‌های گوناگونی را برای درک وجود او و نیز شناخت صفات و افعال او به ما نشان می‌دهد. یکی از این راه‌ها، تفکر دربارهٔ نیازمند بودن جهان، در پیدایش خود، به آفریننده است.

مقدمه اول

اگر به خود نظر کنیم، خود را پدیده‌ای می‌یابیم که وجود و هستی‌مان از خودمان نیست. در اشیای پیرامون نیز که بیندیشیم، آنها را همین‌گونه می‌بینیم؛ حیوانات، گیاهان، جمادات، زمین، ستاره‌ها و کهکشان‌ها، همه پدیده‌هایی هستند که وجودشان از خودشان نبوده و نیست.

مقدمه دوم

پدیده‌ها، که وجودشان از خودشان نیست، برای موجود شدن نیازمند به پدیدآورنده‌ای هستند که خودش پدیده نباشد، بلکه وجودش از خودش باشد.

چون تواند که بود هستی‌بخش

ذاتِ نایافته از هستی، بخش

خشک ابری که بود ز آب تهی

ناید از وی صفت آب‌دهی

عبدالرحمان جامی

آری در آفرینش نیز، یک موجود فقط در صورتی در وجود خود نیازمند به دیگری نیست که خودش ذاتاً موجود باشد. در این صورت، چنین چیزی دیگر پدیده نیست و نیاز به پدیدآورنده نخواهد داشت؛ همواره بوده است و همواره خواهد بود.

نتیجه

ما و همهٔ پدیده‌های جهان، در پدیدآمدن و هست شدن خود به آفریننده‌ای نیازمندیم که خودش پدیده نباشد و سرچشمهٔ هستی باشد. این وجود برتر و متعالی «خدا» نامیده می‌شود.

۰۳

استدلال نیازمندی جهان به خدا

مقدمه اول ما و این جهان، پدیده و دارای وجودی هستیم که از خودمان نیست.
مقدمه دوم موجوداتی که وجودشان از خودشان نیست، برای موجود شدن به پدیدآورنده نیاز دارند.
نتیجه ما و همهٔ پدیده‌های جهان، به آفریننده‌ای نیازمندیم که خودش پدیده نباشد و سرچشمهٔ هستی باشد؛ این وجود برتر «خدا»ست.
۰۴

آیا خداوند هم به آفریننده نیاز دارد؟

برخی می‌پرسند: چرا موجودات این جهان باید به آفریننده نیاز داشته باشند اما خود آفریننده به خالق نیاز نداشته باشد؟

در پاسخ می‌گوییم: اگر با دقت بیشتر استدلال بیان‌شده را مرور کنیم، متوجه می‌شویم که جایی برای طرح این سؤال باقی نمی‌ماند. آن استدلال نمی‌گوید که «هر موجودی» به آفریننده نیاز دارد.

نکته بسیار مهم امتحانی

خداوند «پدیده» نیست؛ زیرا وجودش از خودش است. بنابراین نیازمند پدیدآورنده نیست.

اگر بگوییم هر موجودی به آفریننده نیاز دارد، باید نتیجه بگیریم که خدا هم به آفریننده نیازمند است. نتیجهٔ چنین حرفی این است که هیچ چیزی وجود پیدا نکند؛ زیرا هر موجودی را که فرض کنیم، باید قبل از آن موجودی باشد تا آن را پدید آورد و این سلسله تا بی‌نهایت پیش خواهد رفت و هیچ‌گاه هیچ موجودی پدید نخواهد آمد.

به عنوان مثال، در ساختار ساعت، ممکن است ده‌ها چرخ‌دنده وجود داشته باشد که هریک باعث حرکت دیگری می‌شود. چرخ‌دندهٔ اول، چرخ‌دندهٔ دوم را می‌چرخاند و چرخ‌دندهٔ دوم چرخ‌دندهٔ سوم را و... .

اگر به حرکت این چرخ‌دنده‌ها دقت کنید متوجه خواهید شد که موتور درون ساعت علت اصلی حرکت این چرخ‌دنده‌هاست و آن موتور برای حرکت خودش نیاز به هیچ چرخ‌دنده‌ای ندارد.

تسلسل علت‌ها

یعنی اینکه سلسلهٔ علت و معلول‌ها تا بی‌نهایت ادامه یابد و به علتی نخستین ختم نشود. این مطلب از نظر عقلی محال است.

عقل انسان نمی‌گوید که هر موجودی به آفریننده نیاز دارد؛ بلکه اگر موجودی را ببیند که قبلاً نبوده و بعد پدید آمده، می‌گوید «پدیده» نمی‌تواند خودبه‌خود پدید آید و حتماً آفریننده‌ای آن را پدید آورده است.

همان‌طور که ذهن ما نمی‌پذیرد که یک پدیده بدون پدیدآورنده باشد، برعکس، نمی‌پذیرد وجودی که ذاتاً موجود است نیازی به پدیدآورنده داشته باشد.

۰۵

نیازمندی جهان به خدا در بقا

شما حتماً نام مسجد گوهرشاد را که در جوار حرم مطهر امام رضا(ع) است، شنیده‌اید. شاید بارها آن را دیده و در آن نماز خوانده‌اید. این مسجد یکی از شاهکارهای هنر ایرانیِ بازمانده از دورهٔ تیموریان است.

این مسجد باشکوه همچنان باقی است، اما از معمار و بنا و کارگرانی که آن را با عشق و هنر بنا کرده‌اند خبری نیست.

آیا رابطهٔ خدا با جهان نیز مانند رابطهٔ بنا با مسجد است؟ اگر اندکی دقت کنیم، درمی‌یابیم که یک تفاوت بنیادین میان این دو رابطه وجود دارد.

رابطهٔ بنا و مسجد

بنا مصالح ساختمانی مانند خاک، سنگ، گچ، چوب و کاشی را به وجود نیاورده است. کار بنا جابه‌جا کردن مواد و چینش آنهاست.

رابطهٔ خدا و جهان

خداوند خالق سنگ و گچ و چوب، خواص آنها و حتی خالق خود بناست. بنابراین وجود بنا، مصالح و خواص آنها همه وابسته به خداست.

نتیجه مهم

جهان همواره و در هر «آن» به خداوند نیازمند است و این نیاز هیچ‌گاه قطع یا کم نمی‌شود.

به عنوان مثال می‌توان گفت که رابطهٔ خداوند با جهان تا حدی شبیه رابطهٔ مولّد برق با جریان برق است؛ همین که مولّد متوقف شود، جریان برق هم قطع می‌گردد و لامپ‌های متصل به آن نیز خاموش می‌شوند.

بنابراین، مسجد با ساخته شدن از بنا بی‌نیاز می‌شود، اما موجودات چنین نیستند و پس از پیدایش نیز همچنان، مانند لحظهٔ نخست خلق شدن، به خداوند نیازمند هستند.

ما چو ناییم و نوا در ما ز توست

ما که باشیم ای تو ما را جانِ جان

ما عدم‌هاییـم و هستی‌های ما

تو وجود مطلقی، فانی‌نما

ما همه شیران ولی شیر عَلَم

حمله‌مان از باد باشد دم‌به‌دم

مولوی ـ مثنوی
۰۶

تدبر در قرآن

آیات درس

اَنـتُمُ الفُقَراءُ اِلَی اللّٰهِ وَاللّٰهُ هُوَ الغَنِیُّ الحَمیدُ

یَسأَلُهُ مَن فِی السَّماواتِ وَالاَرضِ کُلَّ یَومٍ هُوَ فِی شَأنٍ

۱ ـ فکر می‌کنید چرا موجودات پیوسته از خداوند درخواست دارند؟
۲ ـ نیاز انسان به خدا شامل چه چیزهایی می‌شود؟
۳ ـ منظور از اینکه خداوند هر لحظه دست‌اندرکار امری است، چیست؟
۰۷

آگاهی، سرچشمهٔ بندگی

انسان‌های ناآگاه نسبت به نیاز دائمی انسان به خداوند، بی‌توجه‌اند؛ اما انسان‌های آگاه دائماً سایهٔ لطف و رحمت خدا را احساس می‌کنند و خود را نیازمند عنایات پیوستهٔ او می‌دانند.

هرچه معرفت انسان به خود و رابطه‌اش با خدا بیشتر شود، نیاز به او را بیشتر احساس و ناتوانی و بندگی خود را بیشتر ابراز می‌کند.

افزایش خودشناسی
←
درک بیشتر فقر و نیاز
←
افزایش بندگی
دعای پیامبر اکرم(ص)

«اَللّٰهُمَّ لا تَکِلنی اِلیٰ نَفسی طَرفَةَ عَینٍ اَبَداً»

خدایا هیچ‌گاه مرا چشم به هم زدنی به خودم وامگذار.

۰۸

نور هستی

قرآن کریم، رابطهٔ میان خداوند و جهان هستی را با کلمه‌ای بیان می‌کند که در نظر اول برای ما شگفت‌انگیز می‌نماید. قرآن کریم می‌فرماید:

اَللّٰهُ نُورُ السَّماواتِ وَالاَرضِ

ما با نور خورشید، نور لامپ و انواع نورهای دیگر آشنا هستیم و می‌دانیم که خداوند از نورهایی نیست که از اجسام ناشی می‌شوند؛ یعنی منشأ مادی دارند. پس، نور بودن خداوند به چه معناست؟

نور آن چیزی است که خودش پیدا و آشکار است و سبب پیدایی و آشکار شدن چیزهای دیگر نیز می‌شود.

مفهوم «نور هستی»

خداوند نور هستی است؛ یعنی تمام موجودات «وجود» خود را از او می‌گیرند، به سبب او پیدا و آشکار شده و پا به عرصهٔ هستی می‌گذارند و وجودشان به وجود او وابسته است.

هر چیزی در این جهان، بیانگر وجود خالق و آیه‌ای از آیات الهی محسوب می‌شود. هر موجودی در حد خودش تجلی خداوند و نشانگر حکمت، قدرت، رحمت و سایر صفات الهی است.

از همین رو آنان که به دقت و اندیشه در جهان هستی می‌نگرند، در هر چیزی خدا را مشاهده می‌کنند و علم و قدرت او را می‌بینند.

به هر چیزی که دید اوّل خدا دید

به صحرا بنگرم صحرا تو بینم

به دریا بنگرم دریا تو بینم

به هر جا بنگرم کوه و در و دشت

نشان از قامت رعنای تو بینم

شیخ محمود شبستری و باباطاهر
۰۹

تفکر در حدیث

ما رَأَیتُ شَیئاً اِلاّ وَرَأَیتُ اللّٰهَ قَبلَهُ وَ بَعدَهُ وَ مَعَهُ
سخن امام علی(ع)

مقصود امام علی(ع) از اینکه می‌فرماید قبل و بعد و همراه هر چیزی خدا را دیدم، رسیدن به معرفتی عمیق است؛ یعنی انسان در هر چیزی نشانه‌ای از خداوند و صفات او ببیند.

۱۰

ناتوانی در شناخت ذات و چیستی خداوند

موضوعاتی که می‌خواهیم دربارهٔ آنها شناخت پیدا کنیم، دو دسته‌اند.

۱

موضوعات محدود

مانند گیاهان، حیوان‌ها، ستارگان و کهکشان‌ها؛ ذهن ما توان و گنجایش فهم چیستی و ذات چنین موضوعاتی را دارد.

۲

موضوعات نامحدود

ذهن ما به دلیل محدود بودن نمی‌تواند ذات امور نامحدود را تصور کند و چگونگی وجودشان را دریابد.

۳

خداوند

خداوند حقیقتی نامحدود دارد؛ بنابراین ذهن ما نمی‌تواند به حقیقت او احاطه پیدا کند و ذاتش را شناسایی نماید.

نکته امتحانی بسیار مهم

ما می‌توانیم به وجود خداوند به عنوان آفریدگار جهان پی ببریم و صفات او را بشناسیم، اما نمی‌توانیم ذات و چیستی او را دریابیم.

تَفَکَّروا فی کُلِّ شَیءٍ وَ لا تَفَکَّروا فی ذاتِ اللّٰهِ

پیامبر اکرم(ص)
۱۱

چگونه می‌توان خدا را دید؟

رؤیت خداوند با چشم غیرممکن است، زیرا چشم ساختار مادی و جسمانی دارد و فقط از اشیا می‌تواند عکس‌برداری کند؛ آن هم اشیایی که طیف نوری قابل درک برای چشم را منعکس کنند.

بنابراین چشم حتی توانایی دیدن همهٔ اشیای مادی را هم ندارد، چه رسد به موجودات غیرمادی و از این بالاتر به وجود مقدس خداوند که هیچ شکل و تصویری و هیچ طول و عرض و ارتفاعی ندارد.

لا تُدرِکُهُ الاَبصارُ وَ هُوَ یُدرِکُ الاَبصارَ وَ هُوَ اللَّطیفُ الخَبیرُ

اما نوعی از دیدن وجود دارد که نه تنها امکان‌پذیر است، بلکه از برترین هدف‌های زندگی است. این مرتبه، دیدن به وسیلهٔ «قلب» و ملاقات با خداست.

به نام خداوند جان و خرد

کزین برتر اندیشه برنگذرد

خداوند نام و خداوند جای

خداوند روزی‌ده و رهنمای

خداوند کیوان و گردان سپهر

فروزندهٔ ماه و ناهید و مهر

ز نام و نشان و گمان برتر است

نگارندهٔ برشده گوهر است

فردوسی
۱۲

اندیشه و تحقیق

سؤال

با وجود شباهت‌های ظاهری رابطهٔ خدا و جهان با رابطهٔ ساعت‌ساز و ساعت، تفاوت‌های این دو رابطه را بنویسید.

پاسخ پیشنهادی:

ساعت‌ساز فقط اجزای ساعت را کنار هم قرار می‌دهد و خودِ مواد و خواص آنها را ایجاد نکرده است؛ اما خداوند خالق جهان، موجودات، اجزا و خواص آنهاست. همچنین ساعت پس از ساخته شدن از ساعت‌ساز بی‌نیاز می‌شود، ولی موجودات جهان پس از پیدایش نیز در هر لحظه به خداوند نیازمندند.

به بینندگان آفریننده را

نبینی، مرنجان دو بیننده را

نیابد بدو نیز اندیشه راه

که او برتر از نام و از جایگاه

ستودن نداند کس او را چو هست

میان بندگی را ببایدت بست

فردوسی
۱۳

جمع‌بندی سریع برای امتحان

  • همهٔ موجودات جهان، به جز وجودی که ذاتاً موجود است، پدیده‌اند.
  • پدیده برای موجود شدن به پدیدآورنده نیاز دارد.
  • خداوند پدیده نیست؛ وجود او از خودش است و سرچشمهٔ هستی است.
  • تسلسل علت‌ها یعنی ادامه یافتن سلسلهٔ علت و معلول‌ها تا بی‌نهایت بدون رسیدن به علت نخستین؛ و از نظر عقلی محال است.
  • جهان فقط در پیدایش به خدا نیاز ندارد؛ بلکه در هر لحظه برای بقا نیز به او نیازمند است.
  • رابطهٔ خدا با جهان مانند رابطهٔ بنا با مسجد نیست؛ زیرا خدا خالق همهٔ اجزا، خواص و موجودات جهان است.
  • «الله نور السماوات والارض» یعنی خداوند نور هستی است و موجودات وجود خود را از او می‌گیرند.
  • انسان می‌تواند وجود خدا و صفات او را بشناسد، اما ذات و چیستی خدا را نمی‌تواند درک کند.
  • دیدن خدا با چشم مادی ممکن نیست؛ اما دیدن قلبی و معرفت الهی از اهداف والای زندگی است.
  • افزایش خودشناسی → درک بیشتر فقر و نیاز → افزایش بندگی.

بانک سؤالات مهم امتحانی

این بخش برای مرور شب امتحان طراحی شده و سؤال‌ها از مفاهیم اصلی همین درس انتخاب شده‌اند.

✦ سؤالات تشریحی مهم
  1. چرا جهان در پیدایش خود به خداوند نیازمند است؟
  2. دو مقدمه و نتیجهٔ استدلال نیازمندی جهان به خدا را بنویسید.
  3. چرا خداوند به آفریننده نیاز ندارد؟
  4. منظور از «تسلسل علت‌ها» چیست و چرا از نظر عقلی محال است؟
  5. با مثال ساعت و چرخ‌دنده‌ها، محال بودن تسلسل را توضیح دهید.
  6. تفاوت رابطهٔ خداوند با جهان و رابطهٔ بنا با مسجد چیست؟
  7. چرا موجودات پس از پیدایش نیز به خداوند نیازمندند؟
  8. منظور از «نور هستی» بودن خداوند چیست؟
  9. چرا هر موجودی در جهان می‌تواند نشانه‌ای از وجود و صفات خداوند باشد؟
  10. رابطهٔ خودشناسی، درک فقر و نیاز و بندگی را توضیح دهید.
  11. چرا انسان نمی‌تواند ذات و چیستی خداوند را بشناسد؟
  12. تفاوت موضوعات محدود و نامحدود را از نظر امکان شناخت توضیح دهید.
  13. چرا دیدن خداوند با چشم مادی ممکن نیست؟
  14. منظور از دیدن خداوند با «قلب» چیست؟
  15. حدیث «تَفَکَّروا فی کُلِّ شَیءٍ...» چه نکته‌ای را بیان می‌کند؟
✦ جای خالی
  1. موجوداتی که وجودشان از خودشان نیست، برای موجود شدن به ............... نیاز دارند.
  2. وجودی که خودش پدیده نیست و سرچشمهٔ هستی است، ............... نامیده می‌شود.
  3. ادامه یافتن سلسلهٔ علت و معلول‌ها تا بی‌نهایت و نرسیدن به علت نخستین را ............... می‌نامند.
  4. رابطهٔ خداوند با جهان در هر «آن» ادامه دارد و جهان در ............... خود نیز به خداوند نیازمند است.
  5. قرآن کریم می‌فرماید: «اَللّٰهُ ............... السَّماواتِ وَالاَرضِ».
  6. افزایش خودشناسی موجب درک بیشتر ............... و نیاز می‌شود.
  7. خداوند حقیقتی ............... دارد و ذهن انسان نمی‌تواند به آن احاطه پیدا کند.
✦ درست یا نادرست
  1. هر موجودی بدون استثنا برای وجود یافتن به آفریننده نیاز دارد.
  2. خداوند پدیده است و به پدیدآورنده نیاز دارد.
  3. تسلسل علت‌ها از نظر عقلی محال است.
  4. جهان پس از پیدایش دیگر هیچ نیازی به خداوند ندارد.
  5. خداوند خالق اجزای جهان و خواص آنهاست.
  6. منظور از نور بودن خداوند، یک نور مادی مانند نور خورشید است.
  7. انسان می‌تواند وجود خدا و صفات او را بشناسد، اما ذات او را نمی‌تواند احاطه کند.
  8. دیدن خداوند با چشم مادی امکان‌پذیر است.
✦ چهارگزینه‌ای
  1. کدام گزینه دربارهٔ خداوند درست است؟
    الف) پدیده است ـ ب) وجودش از خودش است ـ ج) به خالق نیاز دارد ـ د) محدود است
  2. کدام مورد مفهوم تسلسل علت‌هاست؟
    الف) وجود علت نخستین ـ ب) ادامهٔ بی‌نهایت علت‌ها بدون علت نخستین ـ ج) پیدایش جهان ـ د) شناخت صفات خدا
  3. «الله نور السماوات والارض» بیشتر بیانگر کدام مفهوم است؟
    الف) نور مادی بودن خدا ـ ب) جسم بودن خدا ـ ج) سرچشمهٔ هستی بودن خدا ـ د) محدود بودن خدا
  4. چرا شناخت ذات خدا برای انسان ممکن نیست؟
    الف) چون خدا وجود ندارد ـ ب) چون خدا حقیقتی نامحدود دارد ـ ج) چون انسان موجود نیست ـ د) چون جهان محدود نیست
  5. کدام گزینه رابطهٔ خودشناسی و بندگی را درست بیان می‌کند؟
    الف) خودشناسی ← کاهش نیاز ← کاهش بندگی
    ب) خودشناسی ← درک فقر و نیاز ← افزایش بندگی
    ج) خودشناسی ← بی‌نیازی از خدا
    د) خودشناسی ← انکار خدا
✦ سؤالات مفهومی و ترکیبی
  1. اگر ساعت‌ساز از دنیا برود، آیا ساعت همچنان می‌تواند کار کند؟ این موضوع چه تفاوتی با رابطهٔ خدا و جهان دارد؟
  2. چرا مثال مولّد برق برای توضیح نیاز دائمی جهان به خدا مناسب است؟
  3. اگر خداوند هم برای وجود یافتن به علت دیگری نیاز داشت، چه مشکلی پیش می‌آمد؟
  4. چرا شناخت صفات خدا با شناخت ذات خدا تفاوت دارد؟
  5. چگونه می‌توان از مشاهدهٔ جهان به وجود و صفات خداوند پی برد؟

پاسخ‌های کوتاه برای مرور سریع

  1. زیرا جهان و موجودات آن پدیده‌اند و وجودشان از خودشان نیست؛ بنابراین در پیدایش به آفریننده نیاز دارند.
  2. مقدمه اول: ما و جهان پدیده‌ایم و وجودمان از خودمان نیست. مقدمه دوم: پدیده برای موجود شدن به پدیدآورنده نیاز دارد. نتیجه: جهان به آفریننده‌ای نیاز دارد که خودش پدیده نباشد.
  3. زیرا خداوند پدیده نیست و وجودش از خودش است.
  4. یعنی سلسلهٔ علت و معلول‌ها بدون رسیدن به علت نخستین تا بی‌نهایت ادامه یابد؛ چنین چیزی از نظر عقلی محال است.
  5. چون در این صورت هیچ علت نخستینی برای شروع حرکت وجود نخواهد داشت و حرکت هیچ‌گاه آغاز نمی‌شود.
  6. بنا مصالح و خواص آنها را خلق نکرده و مسجد پس از ساخته شدن از بنا بی‌نیاز می‌شود؛ اما خداوند خالق همهٔ اجزای جهان و خواص آنهاست و جهان در بقا نیز به او نیاز دارد.
  7. زیرا وجود موجودات در هر لحظه وابسته به خداوند است.
  8. یعنی خداوند سرچشمهٔ هستی است و موجودات وجود خود را از او می‌گیرند.
  9. زیرا هر موجودی نشانه‌ای از قدرت، حکمت، رحمت و دیگر صفات الهی است.
  10. افزایش خودشناسی باعث درک بیشتر فقر و نیاز و در نتیجه افزایش بندگی می‌شود.
  11. زیرا خداوند حقیقتی نامحدود دارد و ذهن محدود انسان نمی‌تواند به حقیقت نامحدود احاطه پیدا کند.
  12. موضوعات محدود در محدودهٔ شناخت انسان قرار می‌گیرند؛ اما ذهن انسان توان احاطه بر حقیقت نامحدود را ندارد.
  13. زیرا چشم ساختاری مادی دارد و خداوند جسم و دارای شکل و اندازه نیست.
  14. یعنی رسیدن به معرفت قلبی و شناخت عمیق خداوند، نه دیدن با چشم مادی.
  15. یعنی دربارهٔ مخلوقات و نشانه‌های خداوند تفکر کنیم، اما دربارهٔ ذات خداوند که نامحدود است، اندیشهٔ احاطه‌کننده نداشته باشیم.

پیام اصلی درس

جهان در پیدایش و بقا به خداوند نیازمند است؛ خداوند سرچشمهٔ هستی و نور هستی است. انسان می‌تواند از راه تفکر در جهان، وجود و صفات خداوند را بشناسد، اما ذات نامحدود او در محدودهٔ شناخت انسان قرار نمی‌گیرد.

۱ ـ «بخش» در مصرع اول به معنای بهره و سهم است و در مصرع دوم به معنای عطاکردن.

۲ ـ جامی، هفت اورنگ، سبحةالابرار، بخش ۱۹.

۳ ـ سورهٔ فاطر، آیهٔ ۱۵.

۴ ـ سورهٔ الرحمن، آیهٔ ۲۹.

۵ ـ مثنوی، مولوی، دفتر اول.

۶ ـ سورهٔ نور، آیهٔ ۳۵.

۷ ـ سورهٔ انعام، آیهٔ ۱۰۳.

۸ ـ نهج‌الفصاحه، مجموعه کلمات قصار حضرت رسول(ص).