اخبار دماوند – نشست شورای اجتماعی شهرستان دماوند با تمرکز بر آسیبهای اجتماعی، از جمله طلاق و خودکشی، برگزار شد و مسئولان بر ضرورت شناسایی زودهنگام افراد در معرض آسیب، تقویت خدمات مشاورهای و تحکیم بنیان خانواده تأکید کردند.
به گزارش چراغ شرق، نشست شورای اجتماعی شهرستان دماوند به ریاست آرمودیانمقدم، معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی فرماندار دماوند و با حضور اعضای این شورا در سالن جلسات شهید رجایی فرمانداری برگزار شد.
این نشست به دستور حیدریآزاد، فرماندار دماوند تشکیل شد و موضوعات مختلف اجتماعی و بهداشتی در دستور کار قرار گرفت؛ با این حال، بررسی میزان و علل طلاق و خودکشی و راهکارهای پیشگیرانه برای مقابله با این آسیبها از مهمترین محورهای مطرحشده در جلسه بود.
همچنین در این نشست درباره برنامههای مقابله با بیماریهای واگیر دامی از جمله تب برفکی و آنفلوآنزای فوقحاد پرندگان بحث و تصمیمگیری شد.
خانواده؛ نخستین خط دفاع در برابر آسیبهای اجتماعی
آرمودیانمقدم در این نشست با تأکید بر جایگاه خانواده در سلامت جامعه، خانواده را مهمترین بستر سلامت اجتماعی دانست.
وی گفت پیشگیری از آسیبهای اجتماعی نیازمند رویکردی علمی و تخصصی و همچنین مشارکت همهجانبه دستگاههای مسئول است.
معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی فرماندار دماوند بر ضرورت اجرای اقدامات هدفمند و مستمر برای تحکیم بنیان خانواده و آموزش مهارتهای حل تعارض تأکید کرد.
این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که بسیاری از بحرانهای خانوادگی ممکن است پیش از رسیدن به مرحله جدایی، با دریافت آموزش، مشاوره و مداخله تخصصی قابل مدیریت باشند.
طلاق؛ آسیبی که باید پیش از رسیدن به نقطه بحران مدیریت شود
طلاق یکی از محورهای اصلی این نشست اجتماعی بود.
آرمودیانمقدم با اشاره به طلاق به عنوان یکی از دغدغههای جدی اجتماعی، بر ضرورت تقویت خدمات مشاورهای پیش از ازدواج و در سالهای نخست زندگی مشترک تأکید کرد.
وی معتقد است بخش قابل توجهی از اختلافات میان زوجین میتواند از طریق آموزش مهارتهای ارتباطی و مداخله بهموقع مدیریت شود.
بر همین اساس، توسعه خدمات مشاورهای تنها نباید به زمانی محدود شود که اختلافات خانوادگی به مرحله جدی رسیده است؛ بلکه آموزش و مشاوره میتواند از مراحل پیش از ازدواج آغاز شود و در سالهای نخست زندگی مشترک نیز ادامه داشته باشد.
پیشگیری از خودکشی؛ ضرورت شناسایی افراد در معرض خطر
موضوع خودکشی نیز در شمار محورهای اصلی جلسه شورای اجتماعی دماوند قرار داشت.
مسئولان حاضر در نشست بر ضرورت شناسایی بهموقع افراد در معرض آسیب و تقویت حمایتهای روانی تأکید کردند.
در چنین شرایطی، شناسایی نشانههای بحران و افزایش آگاهی خانوادهها میتواند اهمیت زیادی داشته باشد؛ زیرا خانواده، مدرسه، محیط کار و شبکه اجتماعی فرد معمولاً از نخستین محیطهایی هستند که ممکن است تغییرات رفتاری یا نشانههای یک بحران را مشاهده کنند.
معاون فرماندار دماوند همچنین تقویت مراکز مشاوره، حمایتهای روانی و افزایش آگاهی عمومی را از ارکان اصلی کاهش آسیبهای اجتماعی عنوان کرد.
آموزش خانوادهها برای شناسایی نشانههای بحران
یکی از نکات مطرحشده در جلسه، ضرورت همکاری دستگاههای تخصصی از جمله بهزیستی و دانشگاهها برای آموزش دانشآموزان و خانوادهها بود.
این آموزشها میتواند با هدف افزایش شناخت خانوادهها نسبت به نشانههای بحران و نحوه واکنش صحیح در شرایط حساس انجام شود.
در موضوعاتی مانند خودکشی، اعتیاد و بحرانهای خانوادگی، برخورد دیرهنگام میتواند فرصت مداخله مؤثر را کاهش دهد. از همین رو، رویکرد پیشگیرانه و آموزش عمومی میتواند در کنار خدمات تخصصی، بخشی از سیاستهای اجتماعی شهرستان باشد.
محله؛ حلقهای میان خانواده و نهادهای اجتماعی
آرمودیانمقدم همچنین بر اهمیت مدیریت محلهمحور در مقابله با آسیبهای اجتماعی تأکید کرد.
به گفته وی، ظرفیت مساجد، پایگاههای فرهنگی و نهادهای آموزشی میتواند به عنوان بخشی از شبکه اجتماعی شهرستان برای پیشگیری از آسیبها مورد استفاده قرار گیرد.
این نگاه، مسئولیت مقابله با آسیبهای اجتماعی را تنها متوجه یک دستگاه خاص نمیداند و بر همکاری مجموعهای از نهادهای اجتماعی، آموزشی، فرهنگی و تخصصی تأکید دارد.
از این منظر، مدرسه، خانواده، مرکز مشاوره، مسجد، پایگاه فرهنگی، دانشگاه و نهادهای حمایتی میتوانند در یک زنجیره به شناسایی زودهنگام مسائل و ارجاع افراد به خدمات تخصصی کمک کنند.
اعتیاد و خودکشی؛ آسیبهایی که با یک اقدام منفرد حل نمیشوند
در این نشست، موضوع کاهش آسیبهایی مانند خودکشی و اعتیاد نیز مورد توجه قرار گرفت.
هر یک از این آسیبها عوامل متعدد و پیچیدهای دارند و نمیتوان برای آنها یک راهکار واحد در نظر گرفت.
به همین دلیل، تأکید مسئولان بر آموزش، شناسایی زودهنگام، خدمات مشاورهای و همکاری میان دستگاههای مختلف، نشاندهنده ضرورت یک رویکرد چندلایه در سیاستهای اجتماعی شهرستان است.
تب برفکی و آنفلوآنزای فوقحاد پرندگان در دستور کار شورا
در کنار موضوعات اجتماعی، مسائل مرتبط با سلامت و دامپزشکی نیز در نشست شورای اجتماعی شهرستان مورد بررسی قرار گرفت.
برنامههای مقابله با شیوع بیماریهای واگیر دامی از جمله تب برفکی و آنفلوآنزای فوقحاد پرندگان از دیگر موضوعات مطرحشده در این جلسه بود.
طرح این موضوع در شورای شهرستان نشان میدهد که مدیریت آسیبها و تهدیدهای اجتماعی و بهداشتی، نیازمند هماهنگی میان دستگاههای مختلف و توجه همزمان به مسائل انسانی، اجتماعی و سلامت عمومی است.
نگاه تحلیلی چراغ شرق؛ پیشگیری باید قبل از شنیدن صدای بحران آغاز شود
شاید مهمترین جمله مطرحشده در این جلسه، همان تأکید بر پیشگیری باشد.
وقتی موضوعی مانند طلاق یا خودکشی در دستور کار شورای اجتماعی قرار میگیرد، معنای آن فقط این نیست که باید با یک آسیب موجود مقابله کرد؛ معنای مهمتر این است که باید پرسید چرا فرد یا خانواده اصلاً به نقطه بحران رسیده است؟
اگر زوجی پس از چند سال زندگی مشترک به جایی میرسند که جدایی را تنها راه باقیمانده میبینند، پرسش فقط این نیست که چگونه آنها را از طلاق منصرف کنیم. باید پرسید آیا پیش از ازدواج آموزش کافی دیدهاند؟ آیا اختلافات آنها در همان ماهها و سالهای نخست شناسایی شده است؟ آیا دسترسی آسان و کمهزینه به مشاور متخصص داشتهاند؟ آیا خانوادهها میدانند چه زمانی باید به جای دخالت، کمک تخصصی بگیرند؟
در مورد خودکشی نیز مسئله حتی حساستر است.
پیشگیری یعنی قبل از آنکه یک بحران به حادثه تبدیل شود، آن را ببینیم.
یعنی خانواده بداند تغییرات شدید رفتاری را نباید همیشه به «سن»، «لجبازی»، «درس نخواندن» یا «حال خودش خوب میشود» نسبت دهد. یعنی مدرسه فقط محل آموزش کتاب درسی نباشد و در صورت مشاهده نشانههای جدی، مسیر ارجاع به خدمات تخصصی را بشناسد. یعنی مراکز مشاوره واقعاً در دسترس باشند و مراجعه به آنها به عنوان نشانه ضعف یا انگ اجتماعی تلقی نشود.
و مهمتر از همه، نباید منتظر ماند تا آمار یک آسیب آنقدر بالا برود که تازه همه متوجه وجود بحران شوند.
اگر پیشگیری جدی است، باید برای آن بودجه و برنامه هم وجود داشته باشد
پیشگیری با برگزاری یک جلسه، صدور یک بخشنامه یا نصب چند پوستر اتفاق نمیافتد.
پیشگیری نیازمند برنامه مستمر، نیروی متخصص، دسترسی واقعی به مشاوره، آموزش خانوادهها، همکاری مدارس و دانشگاهها، حمایت از مراکز تخصصی و سازوکار مشخص برای شناسایی و ارجاع افراد در معرض آسیب است.
اگر شورای اجتماعی دماوند قرار است طلاق و خودکشی را در اولویت قرار دهد، نقطه مهم بعدی این است که این اولویت در میدان عمل چگونه دیده خواهد شد.
چند مرکز مشاوره در دسترس مردم است؟ خدمات آنها برای خانوادهای که توان مالی محدودی دارد تا چه اندازه قابل استفاده است؟ مدرسه در مواجهه با دانشآموزی که نشانههای بحران دارد دقیقاً چه مسیری را طی میکند؟ خانوادهها از کجا باید کمک بگیرند؟ و دستگاههای مسئول چگونه نتیجه اقدامات خود را ارزیابی خواهند کرد؟
اینها پرسشهایی است که پاسخ آنها میتواند فاصله میان «تصمیم اجتماعی» و «عمل اجتماعی» را مشخص کند.
دماوند به نقشه راه پیشگیری نیاز دارد
تأکید شورای اجتماعی شهرستان دماوند بر پیشگیری، اگر با برنامه عملیاتی، تقسیم مسئولیت و ارزیابی مستمر همراه شود، میتواند نقطه آغاز یک رویکرد جدیتر نسبت به آسیبهای اجتماعی باشد.
خانواده، مدرسه، محله، مراکز مشاوره، دانشگاهها، بهزیستی و دستگاههای فرهنگی هر کدام بخشی از این زنجیره هستند.
اما در نهایت، یک اصل نباید فراموش شود:
آسیب اجتماعی زمانی واقعاً مدیریت میشود که جامعه پیش از فروپاشی یک رابطه، پیش از ترک تحصیل یک نوجوان، پیش از گرفتار شدن یک جوان در اعتیاد و پیش از رسیدن یک انسان به مرز ناامیدی، بتواند او را ببیند و به موقع کنارش قرار بگیرد.
جلسه شورای اجتماعی دماوند برگزار شده است؛ اکنون مهمتر از خود جلسه، باید دید این تصمیمها در زندگی واقعی مردم چگونه به اقدام تبدیل خواهد شد.
وقتی پیشگیری فقط روی کاغذ میماند
یک جلسه دیگر برگزار شد. درباره طلاق حرف زدیم، درباره خودکشی حرف زدیم، درباره خانواده حرف زدیم و دوباره از «پیشگیری» گفتیم.
اما یک سؤال ساده وجود دارد: اگر قرار است پیشگیری اولویت نخست باشد، دقیقاً چه چیزی قرار است از فردای همین جلسه تغییر کند؟
جامعه با عنوان جلسه، عکس یادگاری، گزارش خبری و چند جمله امیدوارکننده از آسیبهای اجتماعی عبور نمیکند.
آسیب اجتماعی منتظر تشکیل جلسه بعدی نمیماند.
خانوادهای که ماههاست درگیر اختلاف است، منتظر صورتجلسه نمیماند.
جوانی که در سکوت از اطرافیان فاصله گرفته، منتظر سخنرانی درباره سلامت روان نمیماند. کسی که در آستانه یک بحران قرار گرفته، ممکن است فقط یک فرصت برای دیدهشدن داشته باشد.
و اگر همان یک فرصت از دست برود، دیگر نمیتوان آن را با یک گزارش اداری جبران کرد.
پیشگیری از خودکشی یعنی منتظر نباشیم حادثه اتفاق بیفتد و بعد درباره ضرورت آگاهیبخشی حرف بزنیم.
یعنی خانوادهها بدانند چه نشانههایی را باید جدی بگیرند. یعنی مدرسه و دانشگاه بدانند در برابر یک دانشآموز یا دانشجوی در معرض بحران چه مسئولیتی دارند. یعنی مراکز مشاوره واقعاً در دسترس باشند.
یعنی فردی که کمک میخواهد، در میان درهای بسته، شمارههای نامعلوم و ارجاعهای بیپایان سرگردان نشود.
پیشگیری یعنی بحران را پیش از آنکه به حادثه تبدیل شود، متوقف کنیم؛ نه اینکه بعد از حادثه درباره ضرورت پیشگیری سخنرانی کنیم.
طلاق را هم نمیتوان فقط در قالب یک آمار دید.
پشت هر پرونده طلاق، یک خانواده قرار دارد؛ گاهی یک کودک، گاهی چند کودک، گاهی سالها زندگی مشترک و گاهی مجموعهای از اختلافهایی که مدتها پیش از مراجعه به دادگاه آغاز شدهاند.
پس سؤال این نیست که فقط «چند طلاق ثبت شده است؟»
سؤال مهمتر این است:
چند خانواده پیش از رسیدن به نقطه فروپاشی دیده شدند؟
چند زوج آموزش مهارت گفتوگو و حل اختلاف دریافت کردند؟ چند خانواده در زمان مناسب به مشاور متخصص دسترسی پیدا کردند؟ چند بحران پیش از آنکه به جدایی برسد، شناسایی شد؟
اگر پاسخ این سؤالها روشن نیست، پس هنوز با یک نظام پیشگیری واقعی فاصله داریم.
«خودش درست میشود.»
«همه زندگیها مشکل دارند.»
«ولش کن، فردا بهتر میشود.» گاهی همین جملههای ساده باعث میشوند یک نشانه جدی نادیده گرفته شود.
کسی که تغییر رفتار او دیده میشود، کسی که ناگهان منزوی شده، کسی که امیدش را از دست داده یا کسی که بارها از ناتوانی و درماندگی حرف میزند، لزوماً با یک «حال بد معمولی» روبهرو نیست.
قرار نیست همه مردم روانشناس باشند. اما باید جامعهای ساخته شود که دیدن، جدی گرفتن و ارجاعدادن را بلد باشد.
خانواده مهم است، اما نمیتوان همه بار پیشگیری را روی دوش خانواده گذاشت.
اگر خانوادهای خودش درگیر بحران است، چه کسی باید به آن خانواده کمک کند؟
اگر پدر و مادر مهارت تشخیص نشانههای بحران را ندارند، چه کسی باید آنها را آموزش دهد؟
اگر نوجوان یا جوانی حاضر نیست با خانواده صحبت کند، مسیر امن بعدی کجاست؟
اگر یک زوج در آستانه فروپاشی قرار گرفتهاند، دسترسی آنها به مشاوره تخصصی چقدر سریع و واقعی است؟
اینجاست که نقش نهادهای اجتماعی، آموزشوپرورش، دانشگاهها، بهزیستی، مراکز مشاوره، مساجد، پایگاههای فرهنگی و مدیریت محلی اهمیت پیدا میکند.
پیشگیری زمانی معنا دارد که یک شبکه واقعی برای کمک وجود داشته باشد.
گفتن اینکه «پیشگیری اولویت است» آسان است.
سخت، اجرای آن است.
اگر پیشگیری اولویت است، باید برایش برنامه مشخص، بودجه، نیروی متخصص، آموزش مستمر، مسیر ارجاع، دسترسی واقعی به خدمات و شاخص قابل اندازهگیری وجود داشته باشد.
باید بتوان چند ماه بعد پرسید:
اگر برای این سؤالها پاسخی نداریم، هنوز در مرحله حرف زدن درباره پیشگیری هستیم، نه اجرای پیشگیری.
جلسه لازم است. تصمیم لازم است. هماهنگی دستگاهها لازم است. اما هیچکدام بهتنهایی کافی نیست.
جامعه با صورتجلسه نجات پیدا نمیکند؛ با اجرای صورتجلسه نجات پیدا میکند.
هر روزی که یک خانواده بدون حمایت از یک بحران عبور میکند، هر جوانی که نشانههای خطرش دیده نمیشود و هر فردی که برای دریافت کمک راهی پیدا نمیکند، یک هشدار تازه است.
این هشدارها را نباید زمانی جدی گرفت که دیگر امکان جبران وجود ندارد.
شورای اجتماعی دماوند گفته است پیشگیری در اولویت قرار دارد.
خوب است.
حالا باید منتظر ماند و دید این اولویت در خیابان، مدرسه، محله، مرکز مشاوره و خانههای مردم چه شکلی پیدا خواهد کرد.
چون مردم به جلسه بیشتر احتیاج ندارند؛ به نتیجه جلسه احتیاج دارند.
به مشاوری که در دسترس باشد. به مسئولی که پاسخگو باشد. به مدرسهای که نشانه بحران را بشناسد. به خانوادهای که آموزش دیده باشد. به مسیری روشن برای کسی که در تاریکترین نقطه زندگی خود قرار گرفته است.
اگر فردا یک نفر کمک بخواهد، آیا ما واقعاً آمادهایم که دستش را بگیریم؟
اگر پاسخ «نه» است، هنوز برای پیشگیری کار زیادی باقی مانده است.چراغ شرق | یادداشت سردبیر
خبر را میتوان منتشر کرد؛ اما مسئولیت پیشگیری را نمیتوان فقط گزارش کرد.



